پارادوکس های ذهنم !
هه‌ناسه
قالب وبلاگ
 
 
 
 
به ناوی خوا

 
 
به‌ گۆشه‌ی له‌چک،
ژیانم بۆ هه‌ڵناگیرێ.
پیاوه‌تی که‌ ؛
لایێکم لێ بگره‌!

هه‌ناسه‌
 
[ ۱۳٩۱/٢/٢٧ ] [ ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ ] [ نرمین دباغی(هه‌ناسه) ] [ نظرات () ]

به نام خدا

 

کفشدوزک ِ بی خیال ،

بر ساقه ی علف؛

به همهمه ی کوهنوردان می نگریست !

 

نرمین دباغی

پ.ن: یه گروه عالی ، یه صعود معرکه ... و چشم انتظاری در راه ! دنیا به همین سادگی زیباست ...


[ ۱۳٩۱/٢/٩ ] [ ۱:٢٦ ‎ق.ظ ] [ نرمین دباغی(هه‌ناسه) ] [ نظرات () ]

به ناوی خوا

 

 

فێنکی هه‌وا و عه‌تری گووڵ؛
شه‌قامه‌کان،
پیاسه‌ی دوو قۆڵیان پێویسته‌!

 

 

ن.د (هه‌ناسه)

[ ۱۳٩۱/٢/٤ ] [ ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ ] [ نرمین دباغی(هه‌ناسه) ] [ نظرات () ]

به نام خدا

 

 1-

تو ؛

استجابت شعرهای  منی !

 

 2-

از پاورچینی ِ اشکهایم

که بهانه ات را می گیرند،

بوی دلتنگی می آید ؛

می ترسم عاشقم کرده باشی !

 

نرمین دباغی

[ ۱۳٩۱/٢/۳ ] [ ۱:٤٧ ‎ب.ظ ] [ نرمین دباغی(هه‌ناسه) ] [ نظرات () ]

به نام خدا

 

 

گوشی رو برمیدارم و صدای شاد مریم عزیز رو می شنوم ... خبر خیلی خوبه ..

"کتاب کامران چاپ شده و برای نمایشگاه تو غرفه انتشارات مروارید عرضه میشه ... و  یه خبر عالی ِ دیگه اینکه همین اردی بهشت با مورات ککیلی خواننده معروف ترک در سالن میلاد کنسرت داره " 

اردی بهشت ... پر از این غافلگیریهای دلنشینه ... 

تبریک به آقای رسول زاده گرامی ... 

[ ۱۳٩۱/٢/٢ ] [ ٩:٤٩ ‎ب.ظ ] [ نرمین دباغی(هه‌ناسه) ] [ نظرات () ]

به نام خدا

 

باید ایمان آورد به اردی بهشت ، به الی احسن الحال ِ اردی بهشتی ... 

 

 

گواهی می دهم به اردی بهشت 

گواهی می دهم به تو 

به بودنت 

به گرمای نفسهایت میان ِ نوشته های من

به  یکم اردی بهشتی که معجزه می کند 

 

پ.ن: مریم عزیز نوشته : اردی بهشت بزرگترین سهمی است که خداوند برای خوشبختی من کنار گذاشته ... 

[ ۱۳٩۱/٢/۱ ] [ ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ ] [ نرمین دباغی(هه‌ناسه) ] [ نظرات () ]

به نام خدا


خالی :

 

قاب ِ خالی ،

بر دیوار!

همه ،

به خوش سلیقگی ام اشاره میکنند ؛

من به عکس ات !

 

نرمین دباغی

 

پ.ن: خوبم ، عاشق نه اما عاقل شدم ! در عجبم از رابطه ی معکوسی که بین عقل و عشق هست !

 

از این مزوجه و خرقه نیک در تنگم      به یک کرشمه صوفی وشم  قلندر کن 

حافظ

[ ۱۳٩۱/۱/٢۸ ] [ ۸:٠٦ ‎ب.ظ ] [ نرمین دباغی(هه‌ناسه) ] [ نظرات () ]

به نام خدا

 

اگر مُرده ای ، بیا و مرا ببَر ،

و اگر زنده ای هنوز ،

لااقل خطی، خبری، خوابی، خیالی...  بی انصاف !

 

سیدعلی صالحی

[ ۱۳٩۱/۱/٢ ] [ ۳:۱٩ ‎ب.ظ ] [ نرمین دباغی(هه‌ناسه) ] [ نظرات () ]

به نام خدا

 

مثل همیشه ساعت هفت ... و صدای زنگ بیداری ِ موبایلم  که یه موزیکه و من عاشقشم " بیا ... تا پیداشم .. تو باش تا من باشم ... هنوز میشینم به هوای دیدن ِ تو .....  "  و بیدار میشم و میذارم مثل همیشه موزیک تموم بشه و شاید  ... که تموم بشه فاصله ها ... 

تلویزیون رو روشن می کنم و با شبکه دو همراه میشم ... بوی اسپند ... یادم رفته بود که اسپند گذاشتم رو آتیش ِ اجاق ... برش میدارم و یه دور تو خونه میچرخونم  ... انیس بوی اسپند رو دوست داره .. البته تصور می کنم که دوست داره ! دعای سال تحویل رو که می خونن ، ناخوداگاه اشک سرازیر میشه ... نمی دونم چرا ؟!! من عاشق بهارم ... اما بهاری که بی " تو " شروع بشه بهار نیست !  بهاری که در اون صدات رو نشنوم بهار نیست ! بهاری که دست گرمت رو حس نکنم بهار نیست ! 

دیروز سی و پنج شاخه گل رُز گرفتم ، باید برم سر ِ خاک...  یه شاخه برای بابا ، یه شاخه برای مادربزرگ... مامان میگه رفتارم خیلی شبیه مادربزرگم شده ، راستش خوشحالم .. مادربزرگم شیرزنی بود برای خودش .. 

بقیه ش رو گرفتم برای مادربزرگ ها و پدربزرگ هایی که تنهان ... ظهر عاشورا که نذری داشتم رفتم دیدنشون و براشون نذری بردم .. اون موقع اولین بار بود میرفتم تو این خونه و دیدم چقدر چشم به راهن تا کسی بیاد و تنها لبخندی نثارشون کنه ... حالا براشون گل میبرم به نشانه ی بهار .. برای 33 سالمندی که خونه ی سالمندان شهرم زندگی می کنن و آرزوشون فقط لبخندی و محبته .... 

یادمون باشه کسانی هستند اطرافمون که شاید فقط انتظار یه لبخند دارن ، انتظار شنیدن ِ یه صدای گرم و  یه ذره محبت ... دریغ نکنیم !

تولد سید علی صالحی ِ جانم هم هست امروز  و تولد رویا ... بهار نو و تولد این عزیزانم هم پیروز 

[ ۱۳٩۱/۱/۱ ] [ ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ ] [ نرمین دباغی(هه‌ناسه) ] [ نظرات () ]

به نام خدا

دل گمراه من چه خواهد کرد
با بهاری که می رسد از راه؟

بانو فروغ

این پست تا اول بهار اینجاست ، برای خوندن پست های جدید به پست قبل از این مراجعه کنید

 

 

 

 

[ ۱۳٩٠/۱٢/٢٩ ] [ ٢:۱٠ ‎ب.ظ ] [ نرمین دباغی(هه‌ناسه) ] [ نظرات () ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

اگر پادشاهان می دانستند چه لذتی دارد درمیان برگ های کتاب به دنبال واژه ها گشتن، به خاطر آن لذت شمشیر ها می کشیدند.
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
لینک دوستان
امکانات وب